بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )

30

عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )

به حال آمدند به شنا درآمده به زير آب فرو مىروند ، و همچنين هنگامى كه جنس نر با مادهء خود مىخواهد جفت‌گيرى كند اين عمل را بر روى آب انجام مىدهد . [ داستان شمارهء ] : 19 يكى از شيوخ دريانوردان براى ابو محمد حسن بن عمرو چنين حكايت كرد : در خليج‌هاى كوچك نواحى سرنديب عبور مىكرديم روزى به يكى از امراى آن نواحى وارد شديم براى ما سفره گستردند و خوراك‌هاى الوان پيش آوردند در آن‌ميان ظرفى بود مملو از گوشت پخته كه در آن كله و دست و پا شبيه به كله و دست و پاى اطفال ديده مىشد ، از مشاهدهء آن طبعم منزجر گشت و از خوردن دست كشيدم ، امير حالت مرا دريافت ولى چيزى نگفت . روز بعد كه به ديدن امير رفتم به گماشتگان خود دستورى داد لحظه‌اى بعد ماهىاى حاضر ساختند كه هرگاه به چشم خود تمام حركات ماهيان را در آن حيوان نديده و فلس و ساير خصوصيات جنس ماهى را در آن مشاهده نكرده بودم هر آينه مىپنداشتم بدون شك آن حيوان بچهء آدمىزاد است . آنگاه امير به من گفت : آن خوراكى را كه ديروز تو از خوردن آن اكراه داشتى گوشت همين حيوان بود كه در نزد ما از بهترين ماهيان است و گوشت آن لذيذترين و سريع الهضم‌ترين و بى ضررترين گوشت هاست . از آن روز به بعد من در خوردن گوشت آن حيوان هيچ امساك نكردم .